
هرچي به مردها نزديك تر شدم مطمئن تر شدم كه عجب موجودات عجيبي هستن!عجيبه وقتي بايد ناراحت بشن و گريه كنن دركمال ناباوري از خونه بيرون ميرن قدم ميزنن يا نهايتا سيگاري دود ميكنن!چطور بدون لاك و دنياي صورتي ميتونن خوشحال باشن؟! جالبه حتي عاشقي هم بلد نيستن! بجاي اينكه دلبري كنن لباس هاي رنگ رنگي بپوشن موهاشونو ببافن لاك بزنن و... بيشتر كارميكنن سخت تر ميشن انگار بدنبال هدفي هستن!اما خوب اينو مطمعنم درسته ظاهر زشت و زمخت دارن؛گنده ان؛ كثيفن؛ عجيب قريبن؛ يجوري ان...اما دوتا بال خوشكل دارن! كافيه تمام زنانگي و لطافتت رو هديه كني تا ببيني اين موجودات عجيب چطور هر ناممكني رو ممكن ميكنن!گول زشتي هاشون رو نخورين دوتا بالشون رو بگيرين سوار بر اون ها به سمت خوشبختي پرواز كنين بدرد ديگه اي نميدونم ميخورن ...
ادامه مطلب
همیشه شنیدیم که گفتنهردم از این باغ بری میرسد، تازه تر از تازه تری می رسدهمیشه این ضرب المثل تو ذهن من یه برداشت های منفی داشت.مثه کسی که کار بدی کرده بعدش خبر کار بدترش میرسه.ولی امشب به معنی مثبتی رسیدمدیشب یه سری داستان واقعی شنیدم که قلبمو تکون دادامشب یه داستانایی شنیدم که اصن لرزه انداخت بهم هههههههههععععععععییییییی هر دم از این باغ بری میرسدتازه تر از تازه تری می رسد...
ادامه مطلب
امروز زیاد نخوابیدمکم استراحت کردم که بتونم شب زود بخوابم و صبح زود بیدار شماما اینقدر فکر و رویا و برنامه ریزی توی ذهنم هست که مثه جغد بیدارم و چشمام روی هم نمیره.از ساعت 1 توی تخت قلط (غلت، غلط، قلت) زدم تا الان که 3:35 دقیقه اس.خدا کنه این فکرا نتیجه داشته باشه.امروز روز پرکاری دارم. تا ساعت 10 شب کار و جلسه. خدایا کمک کن انرژیشو داشته باشم. بتونم فکرا رو به ثمر برسونم. بتونم جلسه های امروز رو خووب و موفقیت آمیز و پربار تموم کنم....
ادامه مطلب