
یک ساله که آقا، چشم انتظارم تا موکب کنم برپا، اینجا برای تو شکر خدا بازم، شد قسمت من هم خدمت به زوّارِ کربوبلای تو...
ادامه مطلب
از دست عزیزان چه بگویم ؟ گله ای نیستگر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم هر لحظه جز این دست ، مرا مشغله ای نیست دیری ست کهاز خانه خرابان جهانم برسقف فروریخته ام چلچله ای نیست در حسرت دیدار تو ،آواره ترینمهر چند که تامنزل تو فاصله ای نیست بگذشته ام از خویش... ولی از تو گذشتنمرزی ست که مشکل تر از آن مرحله ای نیست سرگشته ترین کشتی دریای زمانممی کوچم و در رهگذرم اسکله ای نیست من سلسله جنبان سر عاشق خویشمبر زندگی ام سایه ای از سلسله ای نیست یخ بسته زمستان زمان در دل بهمنرفتند عزیزان و مرا قافله ای نیست " بهمن رافعی "...
ادامه مطلب
امشبهم خیییییلی خوب بود هم خیلی بدیه عالمه حس خوشییه عالمه حس تلخکلی سر درد واسه حسای بدی که داشتمولی کلی فراموشی بخاطر حسای خوبی که بعدش بهم رسیدرفته بودم خوانشداشتان جالب و با حال و خنده دارولی کلی باید تلاش میکردم که تمرکز کنم و حواسم به نمایش باشه و بفهممش. هی وسطش حواسم پرت میشد خدایا دوستت دارمعید فطر مبارکقالب نو مبارک ...
ادامه مطلب