دلنوشت های بابابزرگ

متن مرتبط با «لعنت بر عمر» در سایت دلنوشت های بابابزرگ نوشته شده است

برو

  • نیلوبلاگ

    خواستم بگویم که کیستم!!دیدم نگفتن بهتر است...!آنکه با من نمیماندهمان بهتر که نشناسد مرا...!آنکس که میماند، خود خواهد شناخت!اینایی که اینجا هس بیشتر حرف دل و وضع روحیه منه!!یه چیزی بالاتر از جمله و متنه واسه من!!بیشتر مطالب ابن وبلاگ کپی از سایتهای دیگه اس، البته با ذکر منبع...

    ادامه مطلب
  • خوابم نمیبره

  • نیلوبلاگ

    امروز زیاد نخوابیدمکم استراحت کردم که بتونم شب زود بخوابم و صبح زود بیدار شماما اینقدر فکر و رویا و برنامه ریزی توی ذهنم هست که مثه جغد بیدارم و چشمام روی هم نمیره.از ساعت 1 توی تخت قلط (غلت، غلط، قلت) زدم تا الان که 3:35 دقیقه اس.خدا کنه این فکرا نتیجه داشته باشه.امروز روز پرکاری دارم. تا ساعت 10 شب کار و جلسه. خدایا کمک کن انرژیشو داشته باشم. بتونم فکرا رو به ثمر برسونم. بتونم جلسه های امروز رو خووب و موفقیت آمیز و پربار تموم کنم....

    ادامه مطلب
  • لعنت

  • نیلوبلاگ

    لعنت به حرفایی که نمیتونی بزنیلعنت به حرفایی که میخوای بزنی ولی میمونه تو دلتفقط باید مشت کنم بزنم تو دیوار. یا سیگار کنم دود کنم هوا...

    ادامه مطلب